تبليغاتX
شیعیان یمن

در هفته گذشته، با شکست پاتک های متعدد ارتش، موقعیت یاران الحوثی در دو جبهه حرف سفیان (واقع در جنوب استان صعده) و الملاحیط (واقع در غرب استان صعده) بیش از پیش تقویت شده است. در حمله رزمندگان جنبش الحوثی به مراکز ارتش، غنایم بسیاری به دست آنان افتاده است. رسانه های دولتی از پیروزی های خیالی ارتش خبر می دهند و هر روز اعلام می کنند که تعدادی از یاران الحوثی را به قتل رسانده اند. متأسفانه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران (واحد مرکزی خبر) این اکاذیب را ترجمه و منتشر می سازد. اما فیلمهای منتشر شده گویای واقعیتهای میدانی جنگ صعده هستند. برخی از این فیلمها در لینک زیر قابل مشاهده هستند. خصوصا کلیپ دوم، حجم بالای سلاح و مهمات غنیمتی را به خوبی نشان می دهد.

http://almenpar.net/news.php?action=view&id=1660

همچنین یاران الحوثی، انبار مهمات ارتش واقع در الجبل الاسود (در منطقه حرف سفیان) را توسط توپخانه غنیمتی زیر آتش گرفتند که بکلی منهدم شده است.

اتفاق مهم دیگر این روزها، حملات پیاپی یاران الحوثی به یگانهای ارتش در مرکز استان یعنی اطراف شهر صعده است. این درگیری ها در سه محور اطراف شهر صعده بصورت نامنظم ادامه دارد. احتمال سقوط شهر صعده که یگانهای بسیاری از ارتش یمن در اطراف آن مستقر هستند قوت گرفته است. در مقابل ارتش یمن، به علت ناتوانی در زمین، به حملات هوایی روآورده و تاکنون بسیاری از بازارچه های محلی در استان صعده را که مملو از جمعیت غیرنظامی بوده هدف بمبارانهای کور قرار داده است.

از تحولات مهم هفته گذشته می توان به تعطیل کردن بیمارستان ایرانی (متعلق به هلال احمر) در صنعاء توسط دولت یمن اشاره کرد. کمک به جنبش الحوثی، عدم پرداخت اجاره ساختمان بیمارستان و نصب دستگاه های شنود از مقر سازمان اطلاعات یمن که ساختمان پنج طبقه بیمارستان بر آن اشراف داشته، از بهانه های اعلام شده برای این اقدام دولت یمن بوده است.

در سطح منطقه ای، در خبرها اعلام شده منوچهر متکی وزیر خارجه ج.ا.ایران حامل پیام رئیس جمهور ایران برای مقامات صنعاء می باشد. این در حالی است که یکی از نمایندگان مجلس یمن از ایران و عربستان خواسته بود در حوادث صعده، میانجیگری کنند. از طرفی بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران در پاسخ به خبرنگار ایسنا گفت یمنی ها اظهار علاقه کرده اند فرستاده ویژه ای از سوی ایران به یمن برود. شاید سفر متکی در همین چارچوب انجام شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مهر1388ساعت 1:35  توسط محمود پيربداغي  | 
مطلب زیر توسط برادر گرامی علی آقایی تهیه و ارسال شده است:

سوالی که در طی دو ماه جنگ در صعده بوجود آمده شدت عمل دولت مخصوصا در جنگ ششم، در قبال شیعیان الحوثی است.
واقعیت موضوع اینست که دولت بعد از جنگ پنجم ـ در بهار سال گذشته ـ به این یقین دست یافت که در ارزیابی از قدرت حوثی‏ها دچار یک اشتباه استراتژیک شده است. در سال گذشته رزمندگان الحوثی حتی جنگ را تا نزدیکی پایتخت یمن صنعا (منطقه بنی حشیش) نیز به پیش بردند. نهایتاً دولت به وساطت کشور قطر رضایت داد و موضوع موقتاً خاتمه یافت. اما زنگ خطری که جنگ سال گذشته به صدا درآورد بیش از آنکه صنعا را هوشیار کند، ریاض و واشنگتن را بیدار نمود. به طوریکه غرب به شکلی ملموس خطر ایجاد حکومتی با ماهیت ضد آمریکایی را در مرزهای جنوبی عربستان احساس کرد. جالب اینجاست که فاش شدن نقش سعودی‏ها بر ضد جنبش الحوثی، باعث بالا رفتن محبوبیت حوثی ها در میان اهل سنت یمن شده است؛ زیرا اهل سنت شافعی‏ مذهب یمن که از فرقه‏های نزدیک اهل سنت به شیعیان هستند نیز در ضدیت با غرب و دولت سعودی چیزی کم از شیعیان ندارد.

اما مهم‏ترین نگرانی غرب در موضوع یمن یقینا به تحولات آتی در عربستان باز می‏گردد. توجه خوانندگان عزیز را به "گزارش مؤسسه‏ی پژوهشی واشنگتن" که به وسیله‏ی «سیمون هاندرسون» تنها یک روز پس از ورود «باراک اوباما» به کاخ سفید به وی ارائه شده است را جلب می‏کنم. در این گزارش نسبت به چگونگی تعامل با حکومت عربستان هشدار داده شده و در قسمتی از آن آمده است:
«پیش‏بینی می‌شود که نظام عربستان سعودی طی 5 سال آینده شاهد تغییر و تحولات بسیار گسترده‌ای باشد به طوریکه 5 پادشاه به ترتیب در طول این مدت بر این کشور حکومت خواهند کرد.

گفتنی است کارشناسان مسائل سیاسی و بین المللی از مدت‌ها قبل پیش بینی کرده‌اند که به محض مرگ پادشاه فعلی عربستان، نبرد قدرت بر سر جانشینی وی میان شاهزادگان خاندان سلتنطی آغاز خواهد شد. اهمیت موضوع زمانی آشکار می شود که بدانیم اولین کشور متاثر از تحولات درونی در عربستان، کشور یمن می باشد».

واقعیت این است که غرب به خوبی دریافته که در آینده ای نزدیک عربستان دست خوش جنگ قدرت در داخل خواهد شد و این جنگ قدرت در هر اندازه ای که باشد عربستان را برای زمانی نامشخص درون گرا خواهد کرد و این درون‏گرایی باعث تنهایی دولت علی عبدالله صالح در سرکوب شیعیان در شمال و شافعی‏ها در جنوب خواهد شد. البته آمریکا نیز به نوبه‏ی خود از حامیان پشت پرده ی دولت یمن به حساب می آیند اما علنی شدن این حمایت‏ها نه تنها کمکی به دولت یمن نخواهد کرد بلکه با توجه به روحیه‏ی ضد آمریکایی مردم یمن سقوط حکومت را تسریع خواهد کرد. از طرفی امتداد یافتن جمعیت شیعیان به داخل خاک عربستان و الهام پذیری آنان از هم‏مسلکان خود نیز خطرات احتمالی را چند برابر می‏کند. این همان نکته‏ای است که غرب را به این نتیجه رسانده تا عربستان را به حمایت همه‏جانبه از دولت علی عبد الله صالح وادار نماید تا با انجام عملیات باصطلاح "مشت آهنین" کار شیعیان را یکسره کند. لذا مقاومت شیعیان حتی اگر در همین حد نیز ادامه یابد اثرات بسیار مثبتی در آینده دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 مهر1388ساعت 12:39  توسط محمود پيربداغي  | 

روز چهارشنبه ۱۵ مهرماه ۱۳۸۸ شهر منبه واقع در منتهی الیه شمال غربی استان صعده و مجاور عربستان سقوط کرد و کنترل کامل این منطقه بدست یاران الحوثی افتاد. بدین ترتیب، نوار مرزی یمن و عربستان در استان صعده شامل دو گذرگاه بین المللی در شمال استان (نجران و علب) و همچنین مناطق منبه، رازح و الملاحیط (در غرب استان) تحت سیطره یاران الحوثی قرار گرفته است.

درگیری در مناطق حرف سفیان و الملاحیط (ورودی های استان صعده از جنوب و غرب) همچنان ادامه دارد و تلاشهای ارتش برای شکست مقاومت یاران الحوثی تاکنون بی نتیجه مانده است. نیروهای ویژه ارتش یمن از جمله تیپ العمالقه و یگانهای زرهی با پشتیبانی توپخانه و بمبارانهای هوایی در هفته های گذشته، پاتکهای سنگینی علیه مواضع شیعیان انجام داده اند ولی همگی شکست خورده است.

ارتش برای جبران ناکامی های خود در زمین، چاره ای جز بمباران هوایی مناطق مسکونی ندارد. با این حال در هفته گذشته، دو فروند جنگده ارتش یمن (میگ ۲۹ و سوخو) توسط یاران الحوثی هدف قرار گرفته و سقوط کردند. فیلم سقوط جنگنده ها در اینترنت منتشر شده است.

پایداری یاران الحوثی و استمرار انتفاضه در جنوب، محافل قدرت در منطقه و جهان را شدیدا نگران کرده است. در روزهای گذشته یک هیئت نظامی از آمریکا، یک هئت امنیتی از مصر و همچنین عمرو موسی دبیرکل اتحادیه عرب وارد صنعاء شده اند. این سفرها علامتی است از ناتوانی حاکمان صنعاء در جنگ صعده و مدیریت کشور یمن. نگرانی های غرب برای آنست که مبادا قدرت در یمن بدست سلفی ها و القاعده بیفتد. نگرانی های اعراب و سعودی ها برای قدرت گرفتن دوباره شیعیان زیدی است. اقدام طبیعی غرب و اعراب برای غلبه بر این دو نگرانی: حفظ حکومت فعلی یمن است. رئیس زیرک نیز این نگرانی ها را به خوبی درک می کند و تا توانسته از کشورهای منطقه و جهان، اخاذی کرده و باجهای کلان گرفته است.

وقتی راه حلهای نظامی برای سرکوب شیعیان در صعده و مردم جنوب، بی فایده باشد احتمالا حکومت صنعاء تحت فشارهای منطقه ای و بین المللی مجبور خواهد شد امتیازهایی به مخالفان بدهد تا نگرانی آنها نیز کاهش یابد. شاید نتیجه سفر عمرو موسی به صنعاء آرامش در جنوب باشد. امتیاز به جنوبی ها اگر انتفاضه آنان را ساکت کند ولی امتیاز به شیعیان زیدی، نتیجه ای جز تقویت و رشد آنان نخواهد داشت که این با منافع حزب حاکم، سعودی ها و سلفی ها در تضادی آشکار است. از طرف دیگر ارتش یمن، توان لازم برای مقابله با شیعیان در صعده را نداشته، لذا به نظر می رسد تقویت ارتش با کمک قبایل و سرمایه سعودی ها، تنها راه حل پیش روی صنعاء باشد که برای دولت یمن بدون هزینه نیست و باید در مقابل این کمکها به سعودی و هم پیمانانش در یمن یعنی برادران الاحمر امتیاز بدهد. اما قدرت گرفتن عربستان و سلفی ها در یمن در راستای منافع غرب نیست. این تضاد منافع، موجب شده بحران صعده همچنان ادامه داشته باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 20:27  توسط محمود پيربداغي  | 
لینک مقاله: عربستان در آرزوی تجزیه یمن

به نام خدا
مقاله فوق، به دخالتهای عربستان در یمن و تلاش سعودی ها در ایجاد بحران و اختلاف میان یمنی ها با هدف تسلط بر این کشور اشاره نموده است. کلیات موضوع صحیح می باشد اما اشکالات قابل توجهی هم دارد، از جمله:

۱- در جامعه یمن، سادات در زمره قبایل منظور نمی شوند و عرفها و قوانین قبیله ای هم بر آنها حاکم نبوده است. لذا همیشه شأنی فوق شأن قبایل داشتند. یکی از علل انقلاب 1962 که منجر به سقوط حکومت امامان زیدی شد، نارضایتی قبایل نسبت به وجود برخی تبعیضات اجتماعی به نفع طبقه سادات در ایام حکومت آنان بود. لذا تلقی اینکه الحوثی نام یک قبیله از قبایل حاشد است غلط است. الحوثی نام یکی از بیوت سادات یمن می باشد.

۲- قبایل (غیر سادات) ساکن در استان صعده و منطقه حرف سفیان (که یکی از مدیریتهای استان عمران است و در این مقاله دو بار، به غلط استان نامیده شده) در زمره قبیله بزرگ بکیل محسوب می شوند. قبیله همدان که هنگام تشریف فرمایی امام علی (ع) در صعده اسلام را پذیرفت از قبایل بکیل بوده است. دولت یمن بسیار تلاش نمود تا جنگ صعده را به جنگ دو قبیله بزرگ حاشد و بکیل تبدیل کند تا بتواند از توان حاشد در مقابله با جنبش الحوثی بهره برداری کند ولی موفق نشد. بهانه دولت برای تحریک قبیله حاشد این بود که قبایل صعده و حرف سفیان از علامه بدرالدین الحوثی حمایت می کنند.

نویسنده در مقاله فوق و همچنین مقالات قبلی، دو اشتباه مرتکب شده است. اول آنکه خاندان الحوثی را در زمره قبیله حاشد دانسته و دوم آنکه جنگ صعده (سادات و شیعیان در مقابل دولت و سلفی ها) را جنگ قبایل یمن معرفی کرده، یعنی در همان دامی افتاده که دولت یمن گسترده است. نویسنده به دلیل عدم آشنایی با جامعه و تاریخ یمن، نمی داند فرضیه نادرست خود را چگونه اثبات کند و با واقعیت موجود یمن منطبق سازد. ضمن اینکه اگر طرفین درگیر متعلق به قبیله حاشد بودند وساطت میان آنها با ریش سفیدی شیوخ به طریقه سنتی تاکنون حل شده بود.

۳- مقاله درباره روابط علی سالم البیض با عربستان سعودی، هم به خطا رفته و هم بزرگنمایی کرده است. پس از شکست جنوبی ها در جنگ 1994، سران حزب اشتراکی به امارات، سوریه و عمان گریختند نه ریاض. علی سالم البیض تا چند ماه پیش در مسقط اقامت داشت. مارکسیستهای جنوب با رژیم عربستان روابط خوبی نداشتند و یکی از نگرانی های سعودی در سه دهه پیش، گسترش اندیشه های مارکسیستی از جنوب یمن به داخل شبه جزره عربستان بود لذا برای مقابله با آن حدود 50 هزار مدرسه دینی را در یمن شمالی سابق براه انداخت. این مدارس که توسط حزب اصلاح اداره می شد چالش بزرگی برای علی عبدالله صالح بود. او انسان زیرکی است لذا در فرصتی که بعدها پس از ۱۱ سپتامبر برای مقابله با سلفی ها فراهم شد، این مدارس را تعطیل کرد. چون نگران از بین رفتن قدرت خود و جانشینی پسرش بود.

۴- در جای دیگر آمده یهودی ها، وهابی ها و حنبلی ها در مثلث مرزی عمان، یمن و عربستان استقرار دارند که این موضوع نیز کاملا اشتباه است.
در طول تاریخ یمن، یهودی ها در سه منطقه سکونت داشته اند: منطقه ای کوچک در استان صعده، منطقه ریده (به فتح راء) در استان عمران (به فتح عین) و محله ای در شهر صنعاء. همچنین وهابی ها در مناطق هم مرز عمان حضور ندارند چون در آن مناطق صوفی ها و پیروان و فرزندان احمد بن عیسی المهاجر (از سادات حسینی و متوفی در قرن سوم هجری) حضور دارند که مذهبشان شافعی است و با وهابی ها میانه خوبی ندارند. حوزه علمیه دارالمصطفی در تریم واقع در استان حضرموت متعلق به ایشان است. در دهه های گذشته، یگانه مانع حضور سلفی ها در مناطق شرقی یمن، حوزه دارالمصطفی بوده است. همچنین ایشان در قرون گذشته، مانع ورود مذهب اباضیه از عمان به یمن بوده اند.

درباره حنبلی ها قبلا هم اشاره شد در یمن به هیچ وجه حضور ندارند. اگر دوستان درباره حضور حنبلی ها در یمن اطلاعاتی دارند در وبلاگ منتشر خواهد شد.

البته مقاله به موضوع درستی اشاره دارد که همانا راهبرد عربستان در یمن است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 مهر1388ساعت 5:19  توسط محمود پيربداغي  | 
سایت عدالتخواهی اعلام کرد:

میهمان این هفته بخش گفتگوی ویژه سایت موسسه گفتگوی دینی جناب دکتر عصام العماد است. موضوع پرسش و پاسخ نیز جنبش شیعیان یمن و جنگ ششم صعده می باشد.افراد علاقه مند به حوادث یمن میتوانند سولات خود را تا یک هفته مطرح نمایند و جواب سولات خود را دریافت نمایند.

مهلت ارسال سوالها یک هفته می باشد.
آدرس صفحه پرسش و پاسخ:
http://www.alhiwaraldini.com/Portal.aspx?pid=71243&Cultcure=Persian&CaseID=37461

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 مهر1388ساعت 5:4  توسط محمود پيربداغي  |