|
اکنون بهتر مي توان اعلان ناگهانی توقف جنگ صعده توسط رئیس جمهور یمن را تفسير كرد. توقف جنگ نه بخاطر جلوگیری از خونریزی بلکه بخاطر در پیش بودن انتخابات مجلس نمایندگان یمن در اردیبهشت سال ۱۳۸۸ و نياز حاكمان صنعاء به آرامش در كشور بوده است. البته عوامل دیگری هم در کار بوده ولی این یکی از همه قوی تر است. حزب حاکم و رئیس قصد دارند فضای کشور در ایام قبل از انتخابات مجلس، متأثر از جنگ صعده و انتفاضه جنوب نباشد. اما جنوبی ها با اعتراضات روزافزون خود از یک طرف و شش حزب مخالف (معارضه) از طرف دیگر، انتخابات نمایشی را تحریم کرده اند تا شاید بتوانند مانع برگزاری نمایش كمدي دیگري در صحنه سیاسی یمن شوند. جهت یادآوری، دو سال پیش علی عبدالله صالح اعلام کرد که از مقام ریاست جمهوری برای همیشه کناره گیری خواهد کرد ولی همگان دیدند چند هفته قبل از انتخابات ریاست جمهوری با برگزاری یک تظاهرات نمایشی، از تصمیم خود انصراف داد و به درخواست تظاهركنندگان، دوباره کاندید و سپس برای هفت سال دیگر رئیس جمهور یمن شد. چند ماه پیش هم همین رئیس جمهور بود که اعلام کرد جنگ صعده تمام شده و انشاء الله دیگر تکرار نخواهد شد. اما وضعیت میدانی در استان صعده و شواهد و قرائن دیگر حکایت از آن دارد که ارتش برای شروع جنگ ششم خود را آماده می کند لذا شروع درگیری ها پس از برگزاری انتخابات مجلس در اردیبهشت ماه سال آینده محتمل خواهد بود. از جمله این شواهد می توان به ارسال یگانهای زرهی به استان صعده در هفته پیش اشاره کرد. علیرغم اینکه عبدالملک الحوثی اسرای ارتشی و اوباش قبایل را آزاد کرده ولی زندانیان سیاسی و اسرای شیعه همچنان در زندانهای یمن بسر می برند و آزاد نشده اند. بازسازي ويراني هاي جنگ عليرغم وعده مسئولان آغاز نشده و ورود خبرنگاران همچنان به اين استان ممنوع است. بسياري از مردم هنوز در اردوگاه ها روزگار سختي را مي گذرانند. سلفي ها با حمايت دولت و ارتش، فعاليتهاي مذهبي خود را در سطح استان تشديد كرده اند. از طرف وزارت اوقاف حدود ۲۰۰ امام جماعت سلفي در مساجد استان صعده براي اقامه نماز گمارده شده اند. كتب و اطلاعيه هاي وهابيت در سطح استان توسط خودروهاي ارتش يمن توزيع مي شود. در اين اطلاعيه ها عبدالملك الحوثي و يارانش، رافضي خوانده مي شوند. موضوع دیگری که می توان به آن اشاره کرد روابط سیاسی ایران و یمن است كه هميشه تابعي از روابط حكومت با شيعيان صعده مي باشد. برخلاف تمایل تهران که علاقمند بهبود روابط با یمن و توسعه آن در همه زمینه هاست، رژيم صنعاء مسیر دیگری برای این داستان در پیش گرفته است. دولت يمن علاوه بر اخراج تعدادی از ایرانیان مقیم در دو سه سال اخير، برخی دیگر را با تمديد نكردن اقامت، مجبور به ترک این سرزمین نموده است. در سطح رسمی، حکومت یمن به معلمان مدرسه ایرانی در صنعاء و استاد زبان فارسی دانشگاه صنعاء اجازه اقامت نداده و عملا اتاق زبان فارسي در دانشگاه صنعاء را به تعطيلي كشانده است. همه این عوامل در کنار متهم کردن سه شیعه اثنی عشری (اهل عدن) به جاسوسی برای ایران، رویکرد جدید صنعاء را به کاهش حضور رسمی و غیر رسمی ایران در یمن به نمایش می گذارد. آيا واقعیتهاي موجود در يمن، از سوي مسئولان سیاست خارجی ایران ناديده گرفته مي شود؟ و جای خود را به توهم بهبود روابط با یمن داده است؟ همانند برخي از ما ايرانيان كه در ذهن خود دشمن تراشي مي كنند، برخي ديگر از ما ايرانيان، در ذهن خود دوستان تخيلي پرورانده و با آنان روابط حسنه ديپلماتيك در همه زمينه ها برقرار مي كنند. آيا فراموش كرده ايم كه يمن، حيات خلوت سعودي هاست؟
+ نوشته شده در یکشنبه 19 آبان1387ساعت 15:13  توسط محمود پيربداغي
|
|
|