یمنی ها به داشتن حکمت معروفند خصوصا در بحرانها همیشه راه حل های خوبی ارائه می کنند. اکنون استعفای هادی سبب شده تا همه عالم درگیر بحران یمن شده اند. هر کدام از طرفها منافعی دارند که نمی خواهند از آن کوتاه بیایند. اما در نهایت، حکمت یمانی (الحکمة الیمانیة) مشکل گشا خواهد شد. لذا خیلی جای نگرانی نیست. اما معادلات موجود در صحنه و تلاش هر یک از نیروهای سیاسی برای کسب امتیاز بیشتر بصورت خلاصه عبارتست از:

1) حزب موتمر (صالح) تلاش می کند تکلیف استعفای رئیس را در مجلس مشخص کند تا با توجه به اکثریت حزب موتمر، استعفا پذیرفته شود و بر اساس قوانین، یحیی الراعی رئیس مجلس بصورت موقت اداره امور کشور را بدست گیرد. این سناریو در جهت به قدرت رسیدن دوباره علی عبدالله صالح و نزدیکان او می باشد. بن عمر شاید از روی ناچاری به این گزینه رضایت بدهد اما سعودی ها، یمن را از دست خواهند داد هرچند صالح برای آنها بهتر است تا انصارالله. این روند در کوتاه مدت به مصلحت انصارالله است اما معلوم نیست در بلند مدت بتوانند با علی عبدالله صالح کنار بیایند.

2) حزب اصلاح (نزدیک به سعودی) که بر اساس طرح شورای همکاری خلیج فارس موفق شد علی صالح را از قدرت ساقط کند اکنون با هادی همداستان شده و تلاش می کند هادی را از استعفا منصرف نماید تا راه برای انصارالله و یا صالح هموار نباشد. بقای هادی در قدرت، در جهت منافع سعودی است اما پذیرش این موضوع زمانی برای انصارالله و حزب موتمر ممکن است که هادی منافع آتی آنان را نیز رعایت کند.

3) تشکیل شورای ریاست جمهوری شاید بهترین گزینه برای انصارالله باشد زیرا نماینده انصارالله در این شورا می تواند در اتخاذ تصمیمات عالی کشور نقش موثری داشته باشد. در اینصورت خطر علی صالح و یا بازگشت حزب اصلاح به قدرت تا حد زیادی کاهش پیدا می کند. اما این روند قطعا مورد پذیرش سعودی و بن عمر قرار نخواهد گرفت اما بالاخره مجبور خواهند شد که آن را بپذیرند زیرا قدرت لازم برای مقابله با انصارالله و تحمیل شرایط خود را در اختیار ندارند.

گزینه دیگری که مطرح است تشکیل شورای ریاست جمهوری به ریاست هادی است. شاید این گزینه بتواند منافع همه طرفها را تأمین کند.

4) تلاشهای زیادی صورت می گیرد تا جدایی جنوب و یا شش اقلیمی محقق شود اما سرنوشت این موضوع در صنعاء تعیین می شود لذا زیاد جای نگرانی نیست به ویژه آنکه هفته گذشته انصارالله موفق شد به موقع جلوی تصویب پیش نویس قانون شش اقلیمی را بگیرد. مضافا اینکه وحدت یمن آرزوی تاریخی یمنی ها بوده و جنوبی ها بدون جنگ نمی توانند به استقلال برسند و طبیعی است که مردم جنوب حریف قبایل مسلح شمال نخواهند شد. همچنین بخش قابل توجهی از مردم جنوب خواهان وحدت هستند.

5) آنچه در حال حاضر نگران کننده است سرکشی قبایل مأرب و البیضاء است که پس از تعیین تکلیف ریاست جمهوری در صنعاء، گام بعدی انصارالله حتما سر و سامان دادن به اوضاع این دو استان قبیله ای است. اما تعز مردم معتدل تری دارد و فرهنگ قبیله ای در این شهر بسیار ضعیف است. انصارالله هم در تعز طرفداران زیادی دارد. لذا تعز مایه دردسر نخواهد بود.

6) موضوع دیگر القاعده است و برخلاف سروصدای زیادی که دارد مانع مهمی در مقابل انصارالله به حساب نمی آید. القاعده بهانه ای است برای حضور نظامی غرب در منطقه باب المندب و غربی ها تا جایی که بتوانند این بهانه را حفظ می کنند. تنها نیرویی که می تواند حریف القاعده در یمن شود انصارالله است. شیعیان زیدی در چهار دهه گذشته مانع گسترش وهابیت در یمن بوده اند. در آینده هم به اذن الله وهابیت را در شبه جزیره عربستان ریشه کن خواهند کرد.

در ایام جنگهای صعده به برخی دوستان می گفتم شیعیان زیدی، نه تنها یمن را از لوث وجود القاعده و وهابیت پاک می کنند بلکه وهابیت را از شبه جزیره عربستان ریشه کن خواهند کرد. آن روزها هضم این مطلب کمی مشکل بود اما اکنون درک مطلب آسان تر شده است. اندکی صبر، سحر نزدیک است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 بهمن1393ساعت 19:30  توسط محمود پيربداغي  | 
پیشینه: آنچه در 2011 اتفاق افتاد برآیند سه روند تاریخی بود:

  1. بیداری شیعیان زیدی که از 1979 (پیروزی انقلاب اسلامی در ایران) آغاز شده بود و در 1990 (وحدت یمن) قدرت گرفت و در 2004 (شهادت حسین بدرالدین الحوثی) خود را اظهار و در طول شش جنگ صعده تا 2009 خود را اثبات کرد و سپس نشان داد که بازیگری قدرتمند و هوشمند در صحنه یمن است.
  2. جنگ قدرت میان علی عبدالله صالح و ورثه شیخ عبدالله الاحمر (شریک قدرت سه دهه در صنعاء) که هرکدام سعی می کردند دیگری را از صحنه حذف کنند. صالح با پشتوانه غرب و الاحمر با حمایت عربستان سعودی، هر یک بقای خود را در صحنه تضمین می کردند و منافع قدرتهای جهانی و منطقه ای را تأمین. نهایتا خاندان الاحمر با محوریت علی محسن الاحمر در سال 2011 از فرصت تحولات عربی استفاده کردند و با پیوستن به صف انقلابیون، زمینه های کناره گیری صالح از قدرت را فراهم کردند و در نتیجه طرح شورای همکاری خلیج فارس (المبادرة الخلیجیة) به همگان تحمیل شد و هادی رئیس جمهور شد.
  3. انتفاضه جنوب که ریشه در نارضایتی جنوبی ها از تحولات ناشی از وحدت دو کشور در سال 1990 داشت و به جنگ شمال و جنوب در تابستان 1994 منجر شد. حزب حاکم در صنعاء با پشتوانه قبیله ای حاشد، نتیجه جنگ را به نفع شمالی ها رقم زدند و وحدت یمن حفظ شد. برخی جنوبی ها از جمله عبدربه منصور هادی با پیوستن به حزب حاکم در صنعاء، از وحدت یمن حمایت کردند.

 تا قبل از سپتامبر 2014 ترکیب بازیگران داخلی به صورت زیر بوده است:

  1.  شیعیان زیدی با محوریت انصارالله (مسلح و دارای پشتوانه قبیله ای)
  2. حزب موتمر با محوریت علی عبدالله صالح (مسلح و دارای پشتوانه قبیله ای)
  3. خاندان الاحمر با محوریت علی محسن (مسلح و دارای پشتوانه قبیله ای)
  4. جنوبی ها که انسجام ندارند (غیرمسلح و بدون پشتوانه قبیله ای)

 حذف دشمن مشترک: از 2011 تا سقوط صنعاء در سپتامبر 2014 علی عبدالله صالح به دنبال انتقام از حاندان الاحمر بود. برخی زمینه های مشترک میان انصارالله و علی صالح، از جمله وجود دوستان و دشمنان مشترک و اراده طرفین برای حذف دشمن مشترک سبب شد تا یکی از سه بازیگر قدرتمند یمن (یعنی خاندان الاحمر با محوریت علی محسن و پشتوانه فبیله حاشد که پس از فوت شیخ عبدالله الاحمر ضعیف شده بود) از دور خارج شود. به دنبال آن نفوذ حامیان خارجی این جریان (عربستان سعودی و همپیمانان منطقه ای) در یمن به حداقل رسیده اما از بین نرفته و لذا امکان بازگشت آن منتفی نشده است.

اشتباه هادی: اشتباه راهبردی عبدربه منصور هادی آن بود که بیش از حد لازم به حمایت شورای امنیت سازمان ملل دلخوش بود و خیال می کرد با حذف علی عبدالله صالح و تحریم وی توسط شورای امنیت، بقای خود را در سمت ریاست جمهوری تضمین می کند. اما هادی با فاصله گرفتن از صالح و همراهی نکردن انصارالله، پشتوانه قبیله ای و حزبی خود را به وابستگان حزب اصلاح محدود کرد و چاره ای جز استعفا برایش نماند. دیروز در متن استعفایش پس از عذرخواهی از مردم یمن، گفته: «به بن بست رسیده ایم». در واقع اشتباه راهبردی او بود که وی و تیمش را به بن بست رساند. اکنون جمال بن عمر که سریعا خود را به صنعاء رسانده تلاش می کند هادی را از استعفاء منصرف سازد زیرا قدرتهای جهانی و منطقه ای غیر از هادی، شخصیت دیگری را ندارند تا منافعشان را تأمین نماید.

سناریوی محتمل: با استعفای هادی، زمینه برای بازگشت علی عبدالله صالح (و یا یکی از نزدیکانش) به قدرت هموار می شود. علی صالح نیز تلاش می کند به بازیگران منطقه ای و جهانی نشان دهد فقط اوست که می تواند بحرانهای یمن را اداره کند. تجربه سی و چند ساله علی صالح و توانایی وی در مهار بحرانهای یمن، برای او مقبولیتی ایجاد کرده تا همه طرفها او را بپذیرند و منافع خود را در بقای او ببینند. علی صالح درباره زمامداری یمن جمله معروفی دارد و آن را تشبیه کرده به «رقص روی سر افعی ها». تنها رقیبی که او را از قدرت به زیر کشید خاندان الاحمر با حمایت آل سعود بود. اکنون این مانع از سر راه او کنار رفته است. او در اندیشه است تا انصارالله را جایگزین شریک سابق (خاندان الاحمر) نماید. ناظران یمنی، از نزدیک شدن صالح و انصارالله به عنوان «تقاطع مصالح» یاد می کنند و نه «تحالف». 

سناریوی مطلوب: حفظ وحدت یمن و حضور انصارالله در ساختار حاکمیت سناریوی مطلوب است. زمینه های تاریخی، اجتماعی و جغرافیایی، شکل گیری این سناریو را حتمی کرده است. اما بازیگران داخلی و خارجی که منافعشان به خطر افتاده از این روند در هراسند و تلاش می کنند تا به هر وسیله ممکن، مسیر آن را منحرف سازند اما در نهایت چاره ای جز پذیرش آن ندارند. البته ممکن است برخی اشتباهات انصارالله، تحقق این سناریو را به تأخیر بیاندازد.

سناریوهای دیگر: اکنون بازیگران جهانی و منطقه ای تمام امکانات دیپلماتیک، مالی، رسانه ای و همپیمانان یمنی خود را بکار گرفته اند تا از شکل گیری سناریوی مطلوب جلوگیری نمایند. زیرا مداخله نظامی نه برای غرب ممکن است و نه برای عربستان سعودی و تا جایی که بتوانند شکل گیری سناریوهای دیگر را با تکیه بر نیروهای داخلی دنبال می کنند و لذا برای تحقق آن بر روی بازماندگان جریان شکست خورده حساب کرده اند که در حالتی از بلاتکلیفی بسر می برند. پس از شکست خاندان الاحمر در سپتامبر 2014، بخش عمده ای از عناصر وابسته به این جریان از جمله شیوخ قبایل، فرماندهان ارتش و نیروهای حزب اصلاح و برخی شخصیتهای دینی و اجتماعی، گرد هادی جمع شدند و اندکی دیگر بسوی علی صالح رفته و گروهی نیز جذب انصارالله شدند.

با استعفای هادی، عمده این نیروها با بازیگران خارجی و منطقه ای همگرا خواهند شد.  از قضا عناصر وابسته به حزب اصلاح، با نیروهای القاعده نزدیکی فکری و پایگاه اجتماعی مشترک و همچنین حامی خارجی مشترک دارند. لذا تجمع نیروهای القاعده در استانهای مأرب، البیضاء و مناطق جنوبی قابل تفسیر است و بر همین اساس حرکت بعدی بازندگان اخیر قابل پیش بینی است که در کدام مناطق جغرافیایی و بر روی کدام طیف از نیروهای اجتماعی سرمایه گذاری خواهند کرد. سناریوهای دیگر عبارتند از:

  1.  هادی را از استعفا منصرف کنند تا مسیر برای حزب موتمر (صالح و یارانش) هموار نباشد.
  2. اما ارزیابی هادی و تیمش این است که استعفا می تواند انصارالله را تحت فشار قرار دهد و مسئولیت بحرانهای بعدی را متوجه آنان سازد.
  3. جوانان اخوانی وابسته به حزب اصلاح، خیمه های اعتراض در شهرهای بزرگ برپا کنند تا بر انصارالله فشار بیاورند.
  4. جنوب را به سمت استقلال سوق دهند تا یمن واحد در اختیار انصارالله (نزدیک به ایران) نباشد.
  5. زمینه های درگیری مذهبی را فعال کنند و بخشهای دیگری از شمال مانند دو اقلیم سبأ و جند را به بهانه شافعی بودن از مناطق زیدی جدا کنند.
  6. القاعده را در برخی مناطق مانند البیضاء، مأرب و حضرموت فعال کنند و پروژه ای شبیه به داعش را کلید بزنند.
+ نوشته شده در  جمعه 3 بهمن1393ساعت 2:27  توسط محمود پيربداغي  | 

فصل جدیدی از تاریخ یمن و خاورمیانه آغاز شده است. مطالعه پست 24 بهمن 1389 «اهمیت یمن برای قدرتهای منطقه ای و جهانی» توصیه می شود. بدیهی است طرفهای بازنده آرام نخواهند نشست به ویژه آنکه استقرار انصارالله در صحنه، یمن را بصورت طبیعی در منظومه ایران قرار می دهد. حتی در کشورهای دیگر سلفی ها، القاعده و داعش وحشت زده علیه پیروزی انصارالله حساسیت نشان داده اند. عبدالملک در اولین سخنرانی خود پس از پیروزی، هوشمندانه به موضوع مهمی اشاره کرد که در ادامه تحولات، عامل موفقیت انصارالله خواهد بود و آنهم ایمان داشتن به اصل شراکت همه گروه ها در حاکمیت است. در واقع اگر طرفهای دیگر از جمله شیوخ قبایل، منافعشان در ساختار جدید یمن تأمین نباشد براحتی پیمانهای قبیله ای علیه انصارالله شکل می گیرد. یمن روزهای پرچالشی در پیش خواهد داشت.

امیدوارم بتوانم دوباره در خدمت علاقمندان باشم. پستهای قبلی وبلاگ را مرور می کردم. خاطرات تلخ و شیرین زیادی از ذهنم گذشت. اما دیدم برخی مطالب پستهای قبلی ارزش خواندن دوباره را دارد. برای برخی از علاقمندان یمن هم که به تازگی تحولات یمن را دنبال می کنند قابل استفاده است:

26 فروردین 1386  چقدر امروز شبیه دیروز است (به یاد حماسه آفرینان دفاع مقدس)

31 فروردین 1386  کوهستانهای یمن پناهگاه شیعیان

1 اردیبهشت 1386  دشمنان اهل بیت در یمن

9 اردیبهشت 1386  آسمان پرستاره صعده ...

19 اردیبهشت 1386  کارد شیعیان به استخوان دولت یمن رسیده

24 اردیبهشت 1386  اینجا صعده نیست... کربلاست

31 اردیبهشت 1386  آخرين قمار علي عبدالله صالح

14 خرداد 1386 حسین بدرالدین فرزند معنوی امام خمینی (ره)

15 خرداد 1386  سیاست سعودی ها در قبال یمن و جنگ صعده

2 تیر 1386  عربستان سعودی؛ بازنده اصلی جنگ صعده

 30 آبان 1386  و خداوند بهتر مي داند كه مؤمنان را چگونه ياري رساند...

30 آذر 1386  آیا شیعیان صعده، شورشی هستند؟

22 دی 1386  تحوّلات زیدیه یمن / گفتگو با استاد موسوی نژاد

7 دی 1386  با شکوهتر از همیشه / جشن عید غدیر در صعده

27 بهمن 1386  لذتي كه در گذشت هست در انتقام نيست

1 تیر 1387  مدیریت جنگ در اختیار یاران الحوثی

8 مهر 1387  ياران الحوثي و بزرگداشت روز جهاني قدس در صعده

 19 آبان 1387  آيا فراموش كرده ايم كه يمن، حيات خلوت سعودي هاست؟

22 دی 1387  برگزاري مراسم عاشوراي حسيني در كربلاي صعده

4 شهریور 1388  مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ما

15 مهر 1388  اقتدار روز افزون یاران الحوثی و نگرانی های منطقه ای و بین المللی

 18 آبان 1388  اقتدار و مظلومیت یاران الحوثی در جنگی نابرابر

1 آذر 1388  صعده، آسمانی پرستاره و آرام داشت

4 آذر 1388  امامیه و زیدیه، پیشگامان مبارزه با ظلم و ستم

5 آذر 1388  اسرار یمن را نه تو دانی و نه من

8 آذر 1388  آیا برای جنگ صعده پایانی هست؟

9 آذر 1388  تاکنون ایرانی ها دو مرتبه تاریخ یمن را تغییر داده اند

10 آذر 1388  اینجا صعده است سرزمین حماسه سازان گمنام

18 آذر 1388  آنچه در یمن اتفاق می افتد شکوفایی شیعه است

24 بهمن 1389  اهمیت یمن برای قدرتهای جهانی و منطقه ای

25 اسفند 1389  سرنوشت خاورمیانه در دست مردم یمن

29 خرداد 1390  سه جریان سیاسی، سه احتمال حکومتی

13 تیر 1390  عربستان و آمریکا برای یمن چه نقشه ای دارند؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 مهر1393ساعت 16:31  توسط محمود پيربداغي  | 

مقر نیروهای علی محسن الاحمر و مقر حزب اصلاح و همچنین جامعة الایمان وابسته به شیخ عبدالمجید الزندانی در منطقه مذبح شمال غرب پایتخت بدست نیروهای انصارالله سقوط کرد. از سرنوشت علی محسن خبری نیست و احتمالا به سعودی خواهد گریخت و یا به سفارت عربستان در صنعاء پناهنده خواهد شد. گزارشهای دیگر از تصرف ساختمانهای دولتی در منطقه التحریر از جمله مقر نخست وزیری، فرماندهی نیروهای مسلح، بانک مرکزی و رادیو صنعاء به دست نیروهای انصارالله خبر می دهد. نگرانی سعوذی ها به وحشت تبدیل شده است. انصارالله قرار است برخی اماکن دولتی را به گارد ریاست جمهوری تحویل دهند.  همچنین نمایندگان عبدالملک برای امضای توافقنامه با دولت به کاخ ریاست جمهوری رفته اند.

سبحان الله، درست 10 سال پیش در همین ایام بود که علی محسن با محاصره جبال مران و با خدعه و نیرنگ موفق شد حسین بدرالدین الحوثی و یاران وفادارش را مظلومانه به شهادت برساند. اکنون پیروان حسین بدرالدین فاتحانه در پایتخت، علی محسن الأحمر را تسلیم اراده خود کردند. و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین (سوره 3 آیه 54). از ده سال پیش تاکنون، نوجوانان زیدی که در شش جنگ و تحولات بعدی صعده آبدیده شدند امروز آنقدر برومند و توانا هستند که در پایتخت با یکی از دشمنان سرسخت خود سرشاخ می شوند. زمان تسویه حساب فرارسیده است. ومن قتل مظلوما فقد جعلنا لوليه سلطانا (سوره 17 آیه 33) تسویه حسابهای بعدی هم انشاء الله به موقع انجام خواهد شد.

و درست 52 سال پیش در همین ایام بود که نظام امامت زیدیه سقوط کرد و جمهوری خواهان به پیروزی رسیدند. البته 8 سال طول کشید تا نظام جمهوری در یمن مستقر شد. مذهب زیدیه در یمن به حاشیه رانده شد. مدارس زیدی بیشماری تعطیل شدند. بسیاری از علمای زیدی را ترور کردند. برخی جلای وطن کردند. پس از 11 قرن زیدیه شمشیر را بر زمین گذاشت و در لاک خود فرو رفت. همچون درختی که شاخ و برگهایش را زده بودند اما ریشه هایش را هرگز نتوانستند ببینند. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، امیدها در صعده زنده شد. با وحدت یمن در 1990 نفس ها تازه شد. با عقب نشینی رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان در 2000 زیدیه به پاخاست و به آرامی حرکت کرد. در شش جنگ از 2004 تا 2009 از حیثیت خود دفاع کرد و نشان داد که حذف شدنی نیست. تا به امروز که عبدالملک جوان یک طرف تأثیرگذار در یمن به حساب می آید.

حاکمان یمن (علی عبدالله صالح و خاندان الاحمر) همه ساله در روز 26 سپتامبر سالروز سقوط امامت زیدیه در سال 1962 در صنعاء جشن شادی برپا می کردند. ببینیم امسال با حضور انصار الله در صنعاء چه کسی جرأت دارد جشن 26 سپتامبر برپا کند؟

البته درگیری های امروز صنعاء پشت صحنه ای هم دارد که نباید از آن غافل شد. سه سال پیش علی محسن با پیوستن به خاندان الاحمر و انقلابیون، توازن قدرت در صنعاء را به نفع خاندان الاحمر تغییر داد و علی عبدالله صالح مجبور به کناره گیری از قدرت شد یا بهتر است بگوییم مجبورش کردند از قدرت کناره گیری کند. اکنون علی عبدالله صالح از این فرصت استفاده کرد تا از شر علی محسن خلاص شود. تحولات یمن را نباید ساده تحلیل کرد زیرا بازیگران داخلی و خارجی هوشیارند و اندر پرده بازیهای پنهان بسیار باشد.

با حذف جناح وابسته به عربستان، کشمکش و درگیری بعدی در یمن، میان دو جناح خواهد بود: 1) حکومت و 2) انصارالله. اما جنوبی ها نقش موثری در تحولات صنعاء نخواهند داشت و هرچند به دنبال استقلال جنوب هستند ولی سرنوشت آنان در صنعاء رقم می خورد. در سطح خارجی، پیش بینی می شود تلاشهای محور قطر ـ ترکیه با پشتوانه غرب افزایش یافته و با حمایت از جریان حاکم مانع از نفوذ ایران در یمن شود. اما در سطح داخلی، حضور نمایندگان انصارالله در ساختار حکومت قطعی خواهد بود لذا شکل گیری سناریوی لبنان محتمل تر است. ضمن اینکه فعالیت سلفی های جهادی (مانند القاعده) و سلفی های تکفیری (مانند داعش) افزایش چشمگیری پیدا خواهد کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 شهریور1393ساعت 6:12  توسط محمود پيربداغي  | 

علی عبدالله صالح پس از ناکامی در سرکوب معترضان، به ریاض رفت و طرح شورای همکاری خلیج فارس را امضا کرد. مسئولان حزب حاکم و احزاب اللقاء المشترک (احزاب مخالف) نیز به ریاض آمده و برنامه اجرایی این طرح را امضاء کردند تا انتقال قدرت بر اساس این طرح برنامه ریزی و انجام شود. ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی، در این جلسه حضور یافت و سخنرانی کرد. عبدربه منصور که قرار است مرحله انتقالی را اداره نماید در جلسه امضای طرح حضور نداشت.

این در حالی است که مردم و جوانان انقلابی در شهرهای مختلف یمن، خشم و مخالفت خود را با طرح شورای همکاری خصوصا اعطای مصونیت قضایی به علی صالح و اطرافیانش ابراز کردند. جوانان که خواهان محاکمه علی صالح هستند معتقدند امضای طرح شورای همکاری، انقلاب مردم یمن را به یک بحران سیاسی میان حزب حاکم و رقبای علی صالح تبدیل می کند. عبدالملک الحوثی نیز با صدور بیانیه ای مخالفت قاطع خود را با امضای طرح اعلام کرد.

بر اساس این طرح (متن کامل)، علی عبدالله صالح با حفظ عنوان رئیس جمهوری برای مدت سه ماه، اختیارات خود را به نائبش واگذار می کند. پس از ۹۰ روز انتخابات ریاست جمهوری با کاندیداهای توافقی برگزار خواهد شد. در خلال این سه ماه، عبدربه منصور ریاست شورای نظامی را نیز برعهده خواهد داشت. سپس رئیس جمهور منتخب برای مدت دو سال زمام امور را در اختیار خواهد داشت تا انتخابات مجلس نمایندگان و انتخابات ریاست جمهوری بر اساس قانون اساسی جدید برگزار شود.

 علی عبدالله صالح، پس از امضای طرح شورای همکاری، انقلاب یمن را کودتایی بر علیه قانون خواند و گفت امضای طرح مهم نیست بلکه اجرای آن اهمیت دارد. او قرار است ریاض را به مقصد نیویورک برای ادامه معالجه ترک کند و سپس در یکی از کشورهای خلیج فارس ساکن می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آذر1390ساعت 15:47  توسط محمود پيربداغي  | 

دیکتاتور یمن، ناباورانه به صحنه بازگشت و ناظران و تحلیلگران را انگشت به‌دهان گذاشت. آیا این بازگشت، چراغ سبز و فرصت دیگری بود که قدرت‌های جهانی به علی عبدالله صالح دادند تا بلکه بتواند از پس انقلاب عظیم مردم یمن برآید و با حمایت‌های عربستان سعودی، بار دیگر سناریوی بحرین این بار در یمن تکرار شود؟

دوشنبه‌شب به مناسبت 26 سپتامبر، چهل و نهمین سالروز انقلاب 1962 در یمن شمالی سابق،علی عبدالله صالح در نخستین پیام پس از بازگشت از عربستان، نه تنها کناره‌گیری خود را از قدرت اعلام نکرد بلکه مجددا بر انتقال قدرت از طریق صندوق‌های رأی و براساس طرح شورای همکاری خلیج‌فارس تأکید کرد. وی ضمن تشکر از آمریکا و عربستان به خاطر کمک به ارتش یمن در مبارزه با نیروهای القاعده در استان أبین، انقلابیون را تروریست خواند و آنان را به همکاری با القاعده متهم کرد و از مخالفان خود خواست از طریق گفت‌وگو و مذاکره و برگزاری انتخابات زودهنگام، به اهداف خود برسند.

اما در 10 روز گذشته، صنعا شاهد خشن‌ترین صحنه‌های قتل عام مردم بی‌دفاع توسط سلاح‌های سنگین و تک‌تیراندازهای گارد ریاست‌جمهوری بود تا جایی که شبکه‌های خبری الجزیره، العربیه و بی‌بی سی از پوشش تصویری خودداری یا به حداقل اکتفا کردند. انقلابیون در تعز، عدن و اطراف صنعا (همچون نهم و أرحب) نیز هدف حملات توپخانه گارد قرار گرفتند. حداقل 180 نفر در این چندروز به شهادت رسیده‌اند. از قرار معلوم سرکوب‌های اخیر مقدمه‌ای برای بازگشت علی عبدالله صالح به یمن بود که در نیمه شب جمعه هواپیمایش در عدن به زمین نشست و با هلی‌کوپتر به صنعا منتقل شد. عکس‌العمل دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی از جمله شورای امنیت سازمان ملل در برابر این جنایت‌ها فقط ابراز تأسف و محکومیت بود. آمریکا، اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج‌فارس نیز از علی عبدالله صالح خواستند تا هرچه سریع‌تر فرایند انتقال قدرت را مطابق طرح شورای همکاری، آغاز کند.اقدام‌های گارد ریاست‌جمهوری در کشتار مردم، نظاره گری جامعه جهانی بدون اراده تغییر، بازگشت علی عبدالله صالح به یمن و پیام او در سالروز 26 سپتامبر، می‌تواند پیامدهای احتمالی زیر را به همراه داشته باشد:

۱) مصمم‌تر شدن مردم و جوانان نسبت به ادامه اعتراضات مسالمت‌آمیز تا سرنگونی رژیم علی عبدالله صالح و استمرار راهپیمایی‌ها در تمامی شهرها و استان‌ها،

۲) کشیده شدن برخی انقلابیون به‌سوی اقدام مسلحانه علیه نظام علی عبدالله صالح، تکرار سناریوی لیبی را تداعی می‌کند با این تفاوت که در یمن اراده جهانی برای تغییر نظام وجود ندارد یا اینکه انقلابیون اهل سازش با قدرت‌های بزرگ نیستند،

۳) مخیر کردن مخالفان (مردم، جوانان و احزاب) بین دو انتخاب سخت: اول پذیرفتن طرح شورای همکاری خلیج‌فارس و تغییر نظام از طریق انتخابات زودهنگام و دوم سرکوب خونین همراه با سکوت جهانی،

۴) با توجه به سرکوب‌های اخیر، سناریوی بحرین برای انقلاب یمن در حال شکل‌گیری است.

همزمان با سخنرانی صالح، بخشی از مردم انقلابی (اخوانی‌ها، سلفی‌ها و مستقلین چپگرا و قوم‌گرا) در میدان التغییر صنعا مشغول برپایی جشن باشکوه مردمی به مناسبت روز 26 سپتامبر بودند. در این مراسم شبیه المپیک، مشعل انقلاب یمن توسط جوانان و فرزندان شهدای اخیر روشن شد.

یادداشت فوق در روزنامه همشهری منتشر شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 مهر1390ساعت 17:49  توسط محمود پيربداغي  | 

قریب یک هفته است که خیمه های جوانان در میدان التغییر صنعاء هدف حملات وحشیانه گارد قرار گرفته و حدود ۱۰۰ نفر شهید و بیش از یک هزار نفر مجروح شده اند. شامگاه پنج شنبه ۳۱ شهریور، بر شدت حملات گارد ریاست جمهوری با سلاحهای سنگین، متوسط و سبک افزوده شد. اینها مقدمه بازگشت علی عبدالله صالح به صنعاء (ذهب حارق و رجع سارق) بود. سحرگاه جمعه در تاریکی شب و بدون اعلام قبلی، پروازی در فرودگاه عدن بر زمین نشست. مسافر این پرواز علی عبدالله صالح به هلی کوپتری منتقل شد و سپس راهی صنعاء گردید تا پروژه سرکوب انقلاب را که با ترورش ناتمام مانده بود تکمیل نماید. صبح جمعه، دوستان و دشمنان همه متحیر بودند.

اکنون علاوه بر محله الحصبة اقامتگاه شیخ صادق الاحمر، دو منطقه دیگر یعنی مقر سرلشگر علی محسن الاحمر و میدان التغییر هدف حملات گارد قرار گرفته است. تک تیراندازهای گارد بر روی ساختمانهای بلند در جولة کنتاکی (تقاطع خیابانهای الزبیری و الدائری در وسط صنعاء) مستقر شده اند و هر جنبنده ای را در خیابان الدائری بسمت میدان التغییر هدف قرار می دهند. سه روز است که آب و برق در خیابان الدائری قطع شده و جنازه های بیشماری بر روی زمین مانده اند. بسیاری از مردم صنعاء را بسوی بلاد (روستاهای اطراف) ترک کرده اند و صنعاء به منطقه جنگی تبدیل شده است.

ظهر جمعه اول مهر، کمی از شدت درگیری ها کاسته شد. تشییع باعظمتی برای پیکر شهدا در خیابان الستین برگزار شد. پس از نماز جمعه گلوله باران از سر گرفته شد. شبکه شباب یمن (عربست/نیلست ۱۱۵۸۵ عمودی) برخی صحنه ها را پخش کرد. بسیار تکان دهنده بود. از پوشش تصویری و پخش زنده الجزیره، العربیه، بی بی سی عربی و العالم خبری نیست هرچند خبرنگارانشان از صنعاء گزارشهای خبری ارسال می کنند.

روز شنبه ۲ مهر، گلوله باران میدان التغییر و مقر علی محسن ادامه یافت و تا ظهر ۴۰ نفر از انقلابیون و مردم عادی شهید شده اند. در میان شهداء ۱۱ سرباز الفرقة (نیروهای علی محسن) به چشم می خورد. شورای ملی انقلابیون با صدور بیانیه ای استفاده از سلاحهای سنگین در سرکوب مردم را محکوم کرده است. آمریکا و اتحادیه اروپا و عربستان هم محکوم کرده اند و از علی عبدالله صالح خواسته اند تا هرچه زودتر فرایند انتقال قدرت را آغاز نماید.

پس فردا دوشنبه ۲۶ سپتامبر است. روزی که انقلاب ۱۹۶۲ در یمن شمالی پیروز شد و نظام امامت زیدیه سرنگون شد. باید منتظر حرکتی در آن روز از سوی علی عبدالله صالح باشیم. آیا آنگونه که گفته می شود علی عبدالله صالح قرار است کناره گیری خود را از قدرت اعلام نماید؟ اگر چنین تصمیمی داشت چرا کناره گیری خود را از ریاض اعلام نکرد؟

آنچه بنظر می رسد علی عبدالله صالح، چراغ سبز و مهلت دیگری از قدرتهای جهانی و منطقه ای دریافت کرده تا شاید برای آخرین بار بخت خود را بیازماید و زحمت آنان را کم کند. بنابراین با بازگشت علی عبدالله صالح، سناریوی لیبی در یمن کلید خورد با این تفاوت که اراده جهانی و منطقه ای برای سقوط علی عبدالله صالح مشاهده نمی شود. علاوه بر آن انقلابیون همچنان به مسالمت آمیز بودن حرکت خود اصرار دارند.

+ نوشته شده در  شنبه 2 مهر1390ساعت 7:51  توسط محمود پيربداغي  |